پیدا





distraction

درخواست حذف اطلاعات

do not stay when you are someones distraction from working or whatever stay when you are the main roll in someones life



استرس همیشگی

درخواست حذف اطلاعات

اون روز که استرس دست از سر من برداره عید منه :/



مرگ

درخواست حذف اطلاعات

و قسم به لحظه هایی که آرزویی جز مرگ باقی نمیماند



چجوری میتونی اینهمه بد شی

درخواست حذف اطلاعات

تو رو میبینم از اون ور ابرا که میخوای سر سری از من رد شی آسمونو بی تو خط خطی چجوری میتونی اینهمه بد شی؟



بیداری

درخواست حذف اطلاعات

این روزا یه جوری خودمو سرگرم کار و زندگی که باقی چیزا فراموش بشه ولی شب که سرمو رو بالش میذارم میفهمم تازه اول بیداریمه



مردن

درخواست حذف اطلاعات

ولی واقعا دیگه وقت مردنه
خسته شدم



به هوای تو

درخواست حذف اطلاعات

به هوای تو من تو خیال خودم بی تو پرسه زدم
منو برد به همان شبی که به چشای تو بوسه زدم
من به آغوش تو با این بوسه ناب عادت ، عادت
بعد از آن شب سرد تو رو جای خدا عبادت





اجبار

درخواست حذف اطلاعات

بعضی وقتام مجبوری کوتاه بیای
حتی اگه تقصیر تو نباشه



نگاهت

درخواست حذف اطلاعات

فاصله میگیری ازم اما نمیتونی بری چشمات میگن عاشقی چرا نمیتونی بگی از چی فرار میکنی با من نمیخندی چرا کمتر نگاهم میکنی چشماتو میبندی چرا نگاهتو ازم نگیر...



هیچ

درخواست حذف اطلاعات

واقعا هیشکی حرف منو نمیفهمه؟ هی میگن چی میخوای از زندگی هی راه حل میدن هی پیشنهاد ارائه میدن بابااا ادمی که به اون نقطه تاریک و تو خالی هیچ و پوچ تو زندگیش میرسه و میاد با شما حرف میزنه اوج کاریه که داره میکنه همینکه بشینین گوش بدین کفایت میکنه چرت و پرت تحویل ندین لطفا



بعضیا

درخواست حذف اطلاعات

بعضیا تا قبل اینکه به ما برسن برا همه سنگ صبور و حامی درد و مشکل و بدبختیاشون بودن به ما که رسیدن یهو خودشون شدن کوه درد اندازه یک کلمه دیگه درک نمیکننت انتظار دارن ۶ دنگ وجودت برا رفع مشکلات اونا ج شه



ع های کثیف

درخواست حذف اطلاعات

محیط مجازی (مخصوصا اینستاگرام) وقتی درمیاد که از لجن زار پشت ع ای گل و بلبلشون خبردار میشی ...



nothing else matters

درخواست حذف اطلاعات

the only thing which matters right now , is that nothing else matters !!



عصبی

درخواست حذف اطلاعات

اینکه همه حس کنن خیلی بی اعصاب و سگی بهت نزدیک نشن خیلی بهتر از اینه که هر و نا ی به خاطر رفتار و موقعیتت بخواد سوارت بشه



بی فکر

درخواست حذف اطلاعات

یه وقتایی ادم یه کارایی میکنه که اصلا خودشم میمونه چرا این کارو کرده چرا یه حرفی رو زده چرا یه جایی رفته اولش ادم داغه نمیفهمه ولی بعد که فکر میکنه هی میگه این چه غلطی بود من اخه :| الان دقیقا تو همون ح دارم به سر میبرم خدایا بی عقلی و بی فکری میدی قدرت دایورتم عطا میکردی اقلا



سانچی

درخواست حذف اطلاعات

کم اتفاق بد نداریم
کمم ناراحت نمیشیم
ولی یه سری آدم متظاهر و دروغ گو اطرافمون هستن
که برای خودنمایی تظاهر به اندوه درونی (!) غیر واقعیشون خیلی ریا کاری میکنن
و حس نفرت آدم رو بر می انگیزن
یه جوری که آدم اصل موضوع رو فراموش میکنه و براش لوس و بی اهمیت میشه



درگیر

درخواست حذف اطلاعات

سرگرم شلوغیای حوادث و تکرر یک روز نه چندان خوشایند و درگیر روزمرگی گریبان گیر ... کاش تموم شه این دَوَرانِ تهوع آور و به یه نقطه ختم شه حتی اگه اون نقطه...



اشنای غریبه

درخواست حذف اطلاعات

بعضی وقتا حرف زدن با یه آدمی که از بچگی باهاش بزرگ شدی و میشناستت و نقش زیادی تو زندگیت نداره بهت یکم سر و سامون میده ...



رفاقت

درخواست حذف اطلاعات

به چس ناله ها و درددلای یه طرفه و یاد همدیگه افتادنا تو بدبختی و ناراحتی نیس به تنها نگذاشتنا و تو هر شرایطی بودنا و فراموش ن همدیگه تو شادیاس



ش ت

درخواست حذف اطلاعات

کاش یه آدمی بودم
که هر چی میرفتم و نمیرسیدم باز تلاش می
کاش انقدر سر هر ش تو ناکامی ای زود ناامید نمیشدم کاش یه پشتوانه روحی قوی داشتم ، نه مثل الان که تا کوچیکترین سقوطی میکنم همه شروع به سرزنش میکنن آدم تا یه جایی توان داره به ستون درونی وجود خودش تکیه کنه
از یه جایی به بعد محیط و مسائل اون ستون رو د میکنن اونجاس که دیگه نمیتونی بلند شی



عنوان میخواهد چکار

درخواست حذف اطلاعات

یک آدمی را در نظر بگیرید که چیزی ندارد ؟ خب؟ تصور کردید ؟ هیچ چیزی برای زندگی ندارد
بعد همان آدم چندین سال بعد یکهو میشود رییس فلان اداره و منصب و فلان میلیونر قرن و ...
حالا یک شخصی را در نظر بگیرید که زندگی نسبتا نرمالی دارد ، جایی برای خواب غذایی برای خوردن محلی برای کار و ...
حالا همان آدم را در چند سال بعد پیگیر شوید
به نظرتان موفق است ؟ مسلما حداقل از هر 10 نفرشان 9 نفر همان اند که بودند و یا حتی بدتر از قبل هستند میدانید چرا ؟ بگذارید برایتان تشریح کنم آن بدختی که هیچ چیز برای از دست دادن ندارد و یا بهتر بگویم هیچ چیزی ندارد مدام در حال هدف گذاری است فلان کار را میکنم فلان ماشین را می م فلان خانه را اجاره میکنم بعد خانه بزرگ تر می م و... بعد میدانید از کجا شروع میکند ؟ از صفر یا حتی زیر صفر از کارهای خیلی جزیی و احتمالی
قدرت ریسکش بالاست
از ش ت نمیترسد چون چیزی ندارد که ببازد
از کارهایی که هزینه ای برایش ندارند و یا کارهایی که دوست دارد شروع میکند
و بعد ... بوم!!
به طور ناگهانی همه چیز تغییر میکند
در کارهایش گشایش میبیند و ... که میدانید و چه بسا در بسیاری از ها و زندگی نامه ها دیده اید و خوانده اید اما بگذارید سرگذشت نفر دوم را برایتان بگویم
چندر غازی حقوق دارد و خانه ای اجاره و نان و پنیر
مدام در تلاش است که اینها را از دست ندهد
مدام میدود و تا به نقطه عطف میرسد میترسد و پا پس میکشد که مبادا همینی که هست نیز نباشد
نمیتواند به خود بقبولاند که بدبخت تر شود
نمیتواند ریسک پذیر باشد
نمیتواند دل به دریا بزند و قدم در کارهای دیگر بگذارد
نمیتواند به دنبال علایق خود برود و کارهای پیش پا افتاده تری را با حقوق بیشتر بپذیرد
میدانید چرا ؟ چون میترسد!
وسط بودن بدترین جای ایستادن است
نمیدانی مال کدام طرفی
نمیدانی از کدام ور راهت را بکشی و بروی و نمیدانی اصلا بمانی یا بروی همین شخص بعد از مدتی چشم باز میکند و میبیند چیزی ندارد
فکر نکنید از لحاظ زیستی میگویم ها ، نه
از لحاظ روحی
این آدم روحیه ای برای بازی ندارد
اشتیاقی برای ادامه ندارد
مثل ای شده که روی مدار ثابت با سرعت ثابت در حرکت است ولی از لحاظ فیزیکی حرکت نمیکند
مثل همان وزنه برداری که وزنه را بالای سرش برده و نگه داشته ولی طبق فیزیک کاری انجام نمیدهد
آرام له میشود
زیر آوارهای روحی خودش له میشود
نمیداند چه کند
خودخوری میکند و در آ در همان مدار میمیرد ! میخواهم بگویم وسط نباشید
هر چه هستید هر کجا هستید شما را به خدا سعی کنید وسط قرار نگیرید
وسط رابطه تان ، وسط کارتان ، وسط روابطتان ، وسط زندگیتان و یا حتی وسط تصمیم گیری هایتان نمانید!
بگذارید هر چه میخواهد بشود بشود
بروید به دنبال آنچه که حسش میکنید
بروید به دنبال حتی خیالی خام که همه میگویند نمیشود
به خدا که ما فقط یک بار زندگی میکنیم و بعد پوف!!!
همه کارهایی که کردیم دود میشوند و میروند هوا و ی نمیگوید فلانی در آنجای زندگی اش اب کاری کرد و در آنجای زندگی اش موفق شد
به فرض که بگویند هم ، چه فرقی دارد
مهم این است که شما زندگی کرده اید و طعم لحظه به لحظه اوقات خود را چشیده اید .



اینجا

درخواست حذف اطلاعات

چه حس غریبی دارم اتگار مال اینجا نیستم انگار باید مثل یه پرنده پر بکشم یرم روی کوهستان و سکوت پرواز کنم انگار باید برم کف اقیانوس شنا کنم یا باید شیرجه بزنم تو یه حفره و سر از یه دنیای دیگه دربیارم انگار نباید اینجا باشم...



شک

درخواست حذف اطلاعات

شک چه واژه ناآشنا و آشنایی چه پارادو ی چه حس دردناک و مخوفی چه ح مشکوک برخورد نکنین که یه نفر دیگه رو آزار بدین میخواین برین برین میخواین هم صحبت پیدا کنین برید دنبالش ولی طرفتون رو تو شک و شبهه و مه قرار ندین



حال

درخواست حذف اطلاعات

خیلی حالم خوب نیست خیلی کاش یکی میومد کمک



دور

درخواست حذف اطلاعات

حس پرتی دور افتادگی عقب موندگی منزوی و تک واقع شدگی بی مصرفی و پوچی تا م اومده بالا دارم تموم میشم توش



خنثی

درخواست حذف اطلاعات

تو یه ح خلا و خنثی ای به سر میبرم
گنگ
منگ
گیج
پرت
انگار من ، من نیستم



حریم

درخواست حذف اطلاعات

اینکه تو حریم خصوصی ی نباشی و تو حریم خصوصیت باشن خیلی زور داره



افات

درخواست حذف اطلاعات

وقتی نسل جوون جامعه ای هنوز تو افات و چرت و پرتای دوران جهل قدیمیاش داره دست و پا میزنه به آینده اون مملکت اصلا امیدی نیست...